مهتاب ملکوت

...سهم من از بی کرانه های معرفتش
مشخصات بلاگ
مهتاب ملکوت

بر آنم تا در ملکوت (باطن) وجودی خویش بدرخشم و روشنگری کنم. اما چون نمیتوانم مانند خورشید پر درخشش باشم، پس "مهتاب" را برگزیدم تا در کوران ظلمات شبها حداقل ماه شب تابی و حداقل برای خود باشم.
و اینچنین شد که "مهتاب ملکوت" گشتم.
و اما، این "مه تاب" بودن در ملکوت وجود را جز به مدد چنگ آویختن به ریسمان ناگسستنی حضرت حق و 14 حقیقت مطهرش نمیدانم.

مؤمن نیستم،
اما در چارچوب خاصی نمی گنجم.

وبلاگ قبلی ام و مطالبش که خیلی دوستشان دارم:
mh-malakoot.blogfa.com

نویسندگان

۴ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۳ ثبت شده است

سه شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۵:۵۵ ب.ظ

مولانا علـــــــــــی علیه السلام

آنروز که خدا خلقت دنیا می کرد/ در پس پرده علی بود تماشا می کرد

مظلومیت عجیب توأمان شده است با نام علی علیه السلام، حال در هر روزگاری به نحوی

چه فرقی می کند...!

پی نوشت: روز مرررررد مبارک. همین

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۷:۵۵
seyed reza bameshki
شنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۰:۴۸ ق.ظ

"نقی" زیبا ترین نام جهان است

پیشکش به امام مظلومم علی النقی الهادی (علیه السلام)... شهادتش تسلیت...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۰:۴۸
seyed reza bameshki
جمعه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۷:۲۲ ب.ظ

انتظار نوشت 2 / ب یکباره

چند روزی توی فکر بودم که از برای این روزها و مناسبتها متنی دیگر بنگارم.

اما نمی توانستم با خودم کنار بیایم که از

آغاز رجب بنویسم، از بهانه ی دوباره خدا برای بندگانش.

یا از روزِ مردمان حلال خور بی ادعا "کارگران" بنگارم.

یا از نوستالژی خاطرات شیرین دوران دبستان و راهنمایی و... به بهانه ی روز معلم.

انگار همه مناسبتهای خوب و شیرین دست به دست هم داده بودند تا مرا اصلا" دست به قلم نکنند!! (هرچند که همین دل نوشت ها یا دغدغه نوشته های تکه و پاره را هم نمی شود گفت دست به قلم شدن!)

.

تا اینکه به یکباره دیدم ساعت حدود 19 است و دم دمای غروب جمعه؛ نمی دانم چرا ولی یکباره دلم گرفت و این ابیات:

می شود راه دلت را به دلم باز کنی؟

با من امشب غزل تازه تری ساز کنی؟

دیدگان دل من خسته به دیداری ماند

کاش با این دل من یک سفر آغاز کنی


بی ربط نوشت: مرا ببخش بخاطر نام هایی که صدا کردم ولی هیچکدام اسم "تو" نبود... الیس الله بکاف عبده؟

۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۹:۲۲
seyed reza bameshki
چهارشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۹:۵۳ ب.ظ

شب که اینقدر نباید به درازا بکشد...

شور دیدارت اگر شعله به دلها بکشد

رود را از جگر کوه به دریا بکشد

 

گیسوان تو شبیه است به شب ، اما نه !

شب که اینقدر نباید به درازا بکشد

 

خود شناسی قدم اول عاشق شدن است 

وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بکشد

 

عقل ، یکدل شده با عشق ، فقط میترسم

هم به حاشا بکشد هم به تماشا بکشد

 

یکی از ما دو نفر کشته به دست دگری ست

باش تا کار من و عقل به فردا بکشد

 

زخمی کینه من ! این تو  و این سینه ی من

من خودم خواسته ام کار به اینجا بکشد

 

حال با پای خودت سر به بیابان بگذار 

پیش از آنی که تو را عشق ، به صحرا بکشد

فاضل نظری


.

بی ربط نوشت: به علی علیه السلام شناختم من، به خدا قسم، خدا را...

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۱:۵۳
seyed reza bameshki