مهتاب ملکوت

...سهم من از بی کرانه های معرفتش
مشخصات بلاگ
مهتاب ملکوت

بر آنم تا در ملکوت (باطن) وجودی خویش بدرخشم و روشنگری کنم. اما چون نمیتوانم مانند خورشید پر درخشش باشم، پس "مهتاب" را برگزیدم تا در کوران ظلمات شبها حداقل ماه شب تابی و حداقل برای خود باشم.
و اینچنین شد که "مهتاب ملکوت" گشتم.
و اما، این "مه تاب" بودن در ملکوت وجود را جز به مدد چنگ آویختن به ریسمان ناگسستنی حضرت حق و 14 حقیقت مطهرش نمیدانم.

مؤمن نیستم،
اما در چارچوب خاصی نمی گنجم.

وبلاگ قبلی ام و مطالبش که خیلی دوستشان دارم:
mh-malakoot.blogfa.com

نویسندگان

۲ مطلب با موضوع «فرهنگ نگار» ثبت شده است

چهارشنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۲، ۰۸:۵۶ ب.ظ

سودای سیمرغ

"چ" مثل...

عصر دیروز با برگزاری مراسم اختتامیه سی و دومین جشنواره فیلم فجر پرونده ی این دوره از جلوه گری های هنر هنرمندان ایرانی هم بسته شد و فیلم های نمایش داده شده در این دوره جهت قضاوت های منتقدان و صاحبان اندیشه و قلم، زین پس بیشتر مورد توجه قرار خواهد گرفت.

به هر روی جشنواره فیلم فجر همانند خیلی از اتفاقات عرصه ی فرهنگی کشور، یک اتفاق بزرگ فرهنگی-هنری محسوب می شود و نمی توان نقش موثر آنرا در ارتقاء یا انتزال فرهنگ مردم این مرز و بوم انکار کرد. البته ناگفته نماند که همین اتفاقات فرهنگی خود نیز وامدار فرهنگ ها و ارزشهای سطح جامعه است.

معمولا و اصولا ارزش یک فیلم ارتباط مستقیمی دارد با سوژه ی اصلی که قرار است داستان حول محور آن ادامه پیدا کند و لحظات شاد و غمگین و یا غرورآفرین و خفت بار را رقم بزند. و اتفاقا همین سوژه یا محتوا هم هست که در نگاه اول مخاطب را به سوی خود جذب می کند یا او را از تماشای ادامه ی فیلم بر حذر می دارد.

یکی از محتوا ها و سوژه هایی که با گذشت بیش از بیست سال از وقوع آن و با وجود اینکه شاید به گونه های مختلف و در قالب های گوناگون در طی این چندسال بدان پرداخته شده باشد، اما هنوز هم فرصت های زیادی برای پرداخت دارد، ارزشی است به نام "دفاع مقدس".

سوژه ی نابی که در طی دوره های مختلف جشنواره های سینمایی همه نوع مخاطب را با سلیقه ها و طرز تفکرات مختلف بر روی صندلی سینما نشانده است و با خنده ها و گریه ها و غرورها و شکست های آنان همراه گردانده.

گفتمان سینمای دفاع مقدس هنوز زنده است و با افتخار هنرنمایی می کند.

امسال هم در جشنواره شاهد حضور دو فیلم بسیار زیبا و موفق در همین حوزه ی دفاع مقدس بودیم. فیلم هایی که هم آرای عمومی مردم را از آن خود کرد و هم آرای کارشناسی داوران و منتقدان را.

"شیار 143"  و  "چ"

شیار143 نرگیس آبیاری علاوه براینکه عنوان بهترین فیلم از نگاه مخاطبان را از آن خود کرد توانست جایزه ویژه هیئت داوران را هم درو کند و پدیده ی جشنواره سی و دوم لقب بگیرد که این نشان دهنده ی اقبال بسیار مردمی به آثار دفاع مقدسی ما می باشد. کما اینکه در گذشته هم مخاطب ایرانی ذائقه ی خود را نشان فیلم سازان و حتی مسئولین فرهنگی داده است؛ به عنوان نمونه انتخاب سریال تلویزیونی "شوق پرواز" (زندگی خلبان شهید عباس بابایی) در جشنواره سریال های تلویزیونی ده ساله ی سیمای ایران به نام (سین مثل سریال) در سال گذشته موجب حیرت تمامی مسئولین فرهنگی-هنری کشور قرار گرفت.

و این تاثیر سرگذشت مادر یک شهید است که با عث می شود که سیمرغ بهترین بازیگر نقش زن هم اهدا بشود به مریلا زارعی برای بازی در شیار 143 و مریلا زارعی در صحبت هایی پس از دریافت جایزه اش از هنرمند متعهد نام ببرد و از تمامی حضار در سالن درخواست کند که : به احترام همه مادران این سرزمین که صبورانه ایستادند و عزیزانشان را در راه این سرزمین دادند؛ بایستند و این مادران را تشویق کنند.

و "چ" ابراهیم حاتمی کیا هم سیمرغ های زیادی را در بخش های مختلف از آن خود کرد که نشان دهنده ی غنای محتوایی و فنی این فیلم است.

*****

غرض از این سطور یادآور کردن ذائقه ی مخاطب ایرانی  بود و بیان دغدغه ای شخصی در حوزه ی هنر و هنرمند متعهد...

 

مردم، شعور، عمو ضرغامی! و دیگران...

باز بگویید چرا مردم روی می آورند به آنتن های ماهواره؟! چرا به تلویزیون ما اعتماد ندارند؟! چرا...؟!

سانسورهای ناشیانه ی عمو ضرغامی و دیگران در حذف کردن انتقادات تنی چند از هنرمندان، چیزی جز توهین به شعور مخاطبان محسوب نمیشد و مسخره تر اینکه مجری که با حضور غافلگیرانه ی خود همه تماشاکنندگان مراسم را سوپرایز می کرد با خنده ها و چشمک های معنی دار خود شعور مردم را بیش از بیش به بازی گرفته بود.

بیش از این حصوله ی نوشتن در رابط با این اقدام مسخره را ندارم، چرا که اعصابم بیشتر داغون می شود!! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...


پ.ن: می خواستم بنویسم برایم دعا کنید رفقا؛  دیدم بهتر بنویسم برای همدیگر دعا کنیم رفقا !

.

بی ربط نوشت: این روزها گویا بهشت هم خشکسالی است! این را دیروز از ترک های کف پای مادرم فهمیدم.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۲ ، ۲۰:۵۶
seyed reza bameshki
پنجشنبه, ۵ دی ۱۳۹۲، ۰۱:۱۱ ب.ظ

وحدت حوزه و دانشگاه

هفته ی پیش بود که تلفن همراهم زنگ خورد، شماره ی دفتر امور فرهنگی دانشگاه بود. بعد از سلام و علیک...

... : آقای بامشکی الان دانشگاه هستین؟

من: بله. چطور مگه؟ کار خاصی دارید؟

... : آره. این هفته هفته ی وحدت حوزه و دانشگاه ست. طبق معمول از شبکه پنج اومدن یک مصاحبه ای در این زمینه از چندتا دانشجو ها بگیرن گویا که یک برنامه ی تلوزیونی در این زمینه دارند. شما هم لطف کنین حتما" ساعت 11 جای دفتر باشید که یه صحبتی در این زمینه داشته باشید و نظرتون رو بگین.

من: در مورد وحدت حوزه و دانشگاه؟ چی بگم من در این رابطه خوب؟

... : بیاین یه چیزی بگین دیگه من چندتا از دانشجو های دیگه رو هم گفتم بیان، مصاحبه ی دیگه!

من: باشه میام انشاالله


پ.ن: خلاصه اینکه ما که وحدت بین حوزه و دانشگاه رو با یه مصاحبه برقرار کردیم. شما هم با یه همایش و نمایشگاه و چهارتا برنامه به فکر این امر خطیر و حیاتی(!) باشید حتما".  فقط لطف بفرماید اگر برنامه ای دارید فقط در همان هفته مربوطه که به این نام نامگذاری شده صورت بگیرد و خدایی ناکرده به روزهای دیگر سال نکشد!  تا سال بعد و مصاحبه ای دیگر خدانگهدار...!

بی ربط نوشت: انگشتانت را به من قرض بده! برای شمردن سالهای نبودنت کم آورده ام...

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۲ ، ۱۳:۱۱
seyed reza bameshki