مهتاب ملکوت

...سهم من از بی کرانه های معرفتش
مشخصات بلاگ
مهتاب ملکوت

بر آنم تا در ملکوت (باطن) وجودی خویش بدرخشم و روشنگری کنم. اما چون نمیتوانم مانند خورشید پر درخشش باشم، پس "مهتاب" را برگزیدم تا در کوران ظلمات شبها حداقل ماه شب تابی و حداقل برای خود باشم.
و اینچنین شد که "مهتاب ملکوت" گشتم.
و اما، این "مه تاب" بودن در ملکوت وجود را جز به مدد چنگ آویختن به ریسمان ناگسستنی حضرت حق و 14 حقیقت مطهرش نمیدانم.

مؤمن نیستم،
اما در چارچوب خاصی نمی گنجم.

وبلاگ قبلی ام و مطالبش که خیلی دوستشان دارم:
mh-malakoot.blogfa.com

نویسندگان
يكشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۳، ۱۰:۲۸ ب.ظ

...

از چه می گویی؟!

من که بارها و بارها این حرف ها را شنیده ام...

من که بارها خودم این قصه ها را برایت تعریف کرده بودم...

اصلا" من که حرفهایت را قبول دارم!

دنبال متهم نگرد!

مشکل از جای دیگری آب میخورد...!


پ.ن: هر بار بهانه ای دیگر برای نبودن خودش جور می شود. و الا من که بارها همین صفحه انتشار مطلب جدید را باز کردم که باشم؛ اما باز نتوانستم با خودم کنار بیایم. حتی دفترهای شعرِ زیادی را هم خواستم بهانه ای کنم برای بودنم، اما هیچکدام "گُنگ" ننوشته بودند؛ مثل احوال این روزهایم!

.

بی ربط نوشت: مثل احوال یتیمی که از او فرفره ای/ بستانند و به او فحش پدر هم بدهند...!

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۳/۲۵
seyed reza bameshki

نظرات  (۲)

سلام
گاهی باید نبود!
راستی چرا؟؟؟
من دلم میخواهد ساعتی غرق درونم باشم  ...
عاری از عاطفه ها ،
تهی از موج و سراب ،
خالی از هرچه فراق ،
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من ؛
من دلم تنگ خودم گشته و بس ...!

گاهی لازم است اما نه طولانی (:

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی